پیروزی دونالد ترامپ نتیجۀ بحران شدید اقتصادی، ناامیدی و نارضایتی مردم آمریکاست
پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در درجۀ اول نتیجۀ یک بحران شدید اقتصادی، ناامیدی و نارضایتی مردم آمریکاست. آمریکا در حال حاضر یک بحران مالی جدی را پشت سر میگذارد که احتمالاً بیشتر هم تشدید خواهد شد. ورشکستگی اخیر چند بانک بزرگ نشاندهندۀ این روند است.
به دلیل بحران اقتصادی فزاینده در ایالات متحده، قیمتها از یک طرف افزایش یافته و بیکاری نیز بهطور قابل توجهی افزایش یافته است. برای پرداختن به این مسائل، ترامپ شعار اول آمریکا را ترویج کرد. این بدان معناست که ایالات متحده برای انجام مسئولیتهای مختلف خود در جهان، هزینههای جنگی خود را در رابطه با ناتو و بسیاری از کشورهای دیگر کاهش داده یا متوقف میکند. تأکید او بر این بود که تمام پولی که به خارج میرود باید برای رفاه مردم آمریکا هزینه شود. ثانیاً، او از محدودکردن تعداد مهاجران ورودی به ایالات متحده و حتی اخراج کسانی که به ایالات متحده آمدهاند، حمایت کرد.
ترامپ با این راهها به دنبال کاهش بار بیکاری در آمریکا بود. این اقدامات برای بسیاری جذاب بود و ترامپ بهعنوان "نجاتدهنده"ی مردم تلقی میشد. با این حال، شعارهایی که ترامپ برای جلب حمایت گسترده از آن استفاده کرد، فقط یک توهم بود. علت اصلی بحران اقتصادی و بیکاری در ایالات متحده در سیستم سرمایهداری نهفته است و این مشکل بدون لغو کامل نظام سرمایهداری حل نمیشود.
احزاب مختلف سیاسی در ایالات متحده، در زمانهای مختلف، مردم را با شعارهای جذاب یا عوامانه فریب دادهاند. تا زمانی که نظام سرمایهداری وجود دارد، مردم هم به این دور باطل ادامه خواهند داد. در حال حاضر جنگ در بسیاری از نقاط جهان مانند اوکراین و غزه در حال وقوع است. مسئولیت اصلی این جنگها بر عهدۀ امپریالیسم آمریکاست. وضعیت جنگی در اوکراین به این دلیل بهوجود آمده است که ایالات متحده یا ناتو در تلاش هستند اوکراین را به ناتو وارد کنند.
اگرچه از زمان جنگ بین روسیه و اوکراین، این جنگ در واقع جنگی بین روسیه و ناتو به رهبری ایالات متحده بوده است. ترامپ ادعا کرده که به قدرت رسیدن او باعث میشود که جنگ اوکراین ظرف 24 ساعت به پایان برسد. در هر حال، او تا 20 ژانویه این سمت را بر عهده نخواهد گرفت. دیگر باید ببینیم که به این وعده عمل میکند، یا اینکه این وعده هم صرفاً به یک شعار انتخاباتی توخالی تبدیل میشود.
آمریکا مسئول اصلی حمله و قتل عامی است که اسرائیل در حال حاضر در غزه انجام میدهد. علیرغم ادعای ترویج دموکراسی، حقوق بشر و صلح، ایالات متحده نه تنها از کشتار اسرائیل در غزه حمایت میکند، بلکه سطح کمک آن به اسرائیل خود گویای آن است. تقاضای یهودیان برای تشکیل کشور مستقل درست بود و ما امروز هم حق آنها را به رسمیت میشناسیم.
با این حال، تأسیس کشور اسرائیل، اخراج میلیونها فلسطینی از سرزمینشان با حمایت آمریکا یک جنایت وحشیانه بود و ما بهشدت آن را محکوم کردهایم. از آن زمان، مردم فلسطین برای آزادی میهن خود مبارزه کردهاند. مبارزۀ آنها از طرف عاشقان عدالت در سراسر جهان حمایت شده است. نسلکشی فعلی که توسط اسرائیل علیه مردم فلسطین انجام میشود، بهطور مستمر از سوی آمریکا مورد حمایت قرار میگیرد.
با این حال ترامپ از کمک به اسرائیل به هر روشی صحبت میکند. این نشان میدهد که هیچ امکانی برای پایان دادن به جنگ غزه توسط ترامپ وجود ندارد. در چنین زمینهای مسلم است که مبارزۀ رهاییبخش مردم فلسطین تا رسیدن به هدف مردم فلسطین برای آزادی میهنشان ادامه خواهد داشت یا باید ادامه یابد. صرف نظر از اینکه کدام یک از دو نامزد در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده پیروز میشدند، هیچ تفاوتی در سیاست امپریالیستی ایالات متحده به وجود نمیآمد. با این وجود نمیتوان تفاوت کمّی در سیاستهای هر دوی آنها را رد کرد.
با این حال، شکست کامالا هریس در این انتخابات یک تفکر مردانۀ ریشهدار را نیز نشان میدهد که علیه زنان در جامعۀ آمریکا تبعیض قائل میشود. سیاست مردانه در قبال زنان، همراه با سیاستهای نژادپرستانه در قبال سیاهپوستان، نشان میدهد که جامعۀ آمریکا هنوز تحت سلطۀ فرهنگی بسیار عقبمانده قرار دارد. این عقبماندگی در شکست کامالا هریس نیز نقش داشت.
اگرچه قبلاً گفته میشد که انتخابات تقریباً برابر خواهد بود، اما نتایج نشان میدهد که کامالا هریس بسیار عقب افتاده است. نگرش عقبمانده نسبت به زنان در جامعۀ آمریکا نیز بهطور قابل توجهی در شکست او نقش داشت. هر دو نامزد نمایندۀ سیاستهای امپریالیستی آمریکا بودند، اما از نظر فردی، واضح است که کامالا هریس انتخاب بهتری نسبت به ترامپ بود. با این حال، شکست او تحت تأثیر دیدگاههای عقبماندۀ ریشهدار در جامعۀ آمریکا بود.
دیدگاههای ترامپ در مورد چندین موضوع، از جمله تغییرات آبوهوایی، ارتجاعیتر است. با شعارهایی مانند "اول آمریکا" به نظر میرسد که ایالات متحده کمتر به فعالیتهای رفاهی جهانی کمک کند. بنابراین، جهان احتمالاً در دوران تصدی او با آسیبهای بیشتری از جانب سیاستهای او مواجه خواهد شد. وی همچنین به کاهش کمکهای آمریکا به ناتو اشاره کرد. اگر به همین دلیل نقش مداخلهجویانۀ ناتو کاهش یابد، نتیجۀ مثبتی خواهد بود.
از آنجایی که نظام اساسی ایالات متحده سرمایهداری و سیاست اساسی آن امپریالیستی است، صرف نظر از اینکه چه کسی انتخاب شدهباشد، تفاوت قابل توجهی در سیاستهای بنیادی وجود نخواهد داشت. با این حال، ما سیاستهای آیندۀ خود را بر اساس نوع سیاستی که ترامپ پس از تصدی مسئولیت اتخاذ میکند، روشن خواهیم کرد.