رفعت المجدلاوی، دکتر احمد محنّا و جیهان العقولب از انجمن العوده
ترجمهٔ دیپال

صبح بخیر، خوشحالیم که دوباره شما را میبینیم! در کنار من همکار و رفیقمان دکتر احمد محanna، مدیر برنامههای انجمن العوده، نشسته است. او دو سال را در زندان گذراند. او در بیمارستان العوده در شمال غزه دستگیر و اوایل اکتبر آزاد شد. او اینجا در کنار همکارمان جیهان العکلب، مسئول جمعآوری کمکهای مالی و پروژهها در العوده، نشسته است.
و من رافت المجدلاوی، مدیر کل آلعوده هستم.
آخرین اخبار کلی در مورد وضعیت غزه بسیار نگرانکننده است، بهویژه اینکه غزه در حال حاضر شاهد موج شدید سرما و یخبندان است. همانطور که میدانید، در حال حاضر حدود ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر در چادرها زندگی میکنند.
متأسفانه، این موج سرما، یخبندان و بادها بسیار شدید و بیسابقه در سالهای اخیر است. این امر تأثیر فاجعهباری بر جمعیت و افرادی که در چادرها زندگی میکنند، داشته است. شما همچنین میدانید که مردمی در مکانهایی زندگی میکنند که مورد حمله و تخریب قرار گرفتهاند. متأسفانه، این خانهها به دلیل شدت باد بر سر ساکنانشان فروریخته است. متأسفانه، تاکنون هفت کودک بر اثر سرما و فروریختن چادرها جان خود را از دست دادهاند.
اگرچه تحویل غذا و کمکها به نوار غزه کمی بهبود یافته است، اما اکثر شهروندان، حداقل ۶۷ درصد، به دلیل کمبود بودجه و قیمتهای بالا، توان خرید غذای کافی یا خرید آن از بازارها را ندارند. علاوه بر این، در تحویل کمکهای امدادی به نوار غزه تأخیر وجود دارد. طبق آمار سازمان ملل متحد، هزار مورد در نوار غزه به عنوان سوءتغذیه طبقهبندی میشوند. علاوه بر این، ۳۰۰۰ بیمار مبتلا به فشار خون بالا، دیابت و بیماری قلبی وجود دارند که به داروهای لازم دسترسی ندارند. از ۷ اکتبر، تنها ۲۰ درصد از این ۳۰۰۰ نفر توانستهاند داروی لازم را تهیه کنند. چه داروی دیابت، فشار خون بالا، بیماری قلبی یا سایر بیماریهای مزمن باشد، تنها ۲۰ درصد از این ۳۰۰٬۰۰۰ نفر توانستهاند داروی مورد نیاز خود را تهیه کنند.
متأسفانه، در ماه اکتبر در سوریه آتشبس برقرار شد. اما از آن زمان تاکنون جانهای بسیاری از دست رفته است. بسیاری از کودکان در ماه اکتبر به دلیل مراقبت نامناسب جان باختند. در خصوص کمکهای ارسالشده به نوار غزه، نیروهای اشغالگر اسرائیل همچنان ورود کمکهای انسانی را محدود میکنند. تنها ۴۰ درصد از کمکهایی که در توافق آتشبس بر سر آن توافق شده بود، واقعاً به نوار غزه میرسد. علاوه بر این، نیروهای اشغالگر همچنان تحویل ملزومات پزشکی مورد نیاز برای نظام مراقبتهای بهداشتی را محدود میکنند.
در نوار غزه، تحویل برخی داروها و ملزومات پزشکی از اواسط اکتبر ۲۰۲۵ کمی بهبود یافته است، اما ۷۰ درصد از داروها و ملزومات پزشکی مورد نیاز برای فعالیت بیمارستانها و مراکز بهداشتی هنوز در دسترس نیستند و ذخایر در نوار غزه تمام شده است. در خصوص ملزومات و تجهیزات پزشکی، نیروهای اشغالگر همچنان مانع از تحویل تجهیزات پزشکی مورد نیاز بیمارستانها میشوند. آنها مانع از ورود تختهای بیمارستانی و تختهای مخصوص بیماران میشوند.
آنها ورود تجهیزات تشخیصی پزشکی را ممنوع میکنند. آنها ورود قطعات یدکی مورد نیاز برای تجهیزات پزشکی فرسوده یا تجهیزاتی که نیاز به تعمیر و نگهداری دارند را ممنوع میکنند. آنها ورود ژنراتورهای مورد نیاز برای راهاندازی بیمارستانها را ممنوع میکنند. آنها ورود تجهیزات الکتریکی را ممنوع میکنند. نیروهای اشغالگر تحویل تجهیزات الکتریکی، سیستمهای انرژی خورشیدی و ژنراتورهای برق را ممنوع کردهاند.
همچنین ۸۱۰۰ بیمار وجود دارند که نیاز به درمان در خارج از نوار غزه دارند، که عمدتاً بیماران سرطانی هستند. نیروهای اشغالگر همچنان مجوز انتقال این بیماران به خارج از نوار غزه را محدود میکنند.
قدرت اشغالگر همچنین به شدت محدود کردن تحویل مقادیر کافی سوخت دیزل به نوار غزه از طریق مکانیزم مورد تأیید سازمان ملل متحد را ادامه میدهد، که این امر مؤسسات و بیمارستانها را در موقعیت دشواری قرار میدهد. هفته گذشته، بیمارستان العوده در نصیرات مجبور شد به دلیل نداشتن دیزل کافی برای ژنراتورهایش، فعالیت خود را برای حدود ۴۰ ساعت متوقف کند.
علیرغم تمام این چالشها، انجمن الاودا موفق شده است به ارائه خدمات به بیماران خود، که روزانه حدود ۵۰۰۰ نفر برآورد میشوند، از طریق مجتمع پزشکی الاودا در منطقه مرکزی النصره و نه مرکز مراقبتهای اولیه وابسته به انجمن بهداشت و جامعه الاودا ادامه دهد.
با وجود این چالشها، پیشرفتهای امیدوارکنندهای وجود دارد. تیمهای آلقدا در حال حاضر در حال کار بر روی تأسیس چندین مرکز مراقبتهای بهداشتی اولیه در شمال غزه در مناطق بیت لاهیا، جبالیا، کرم، شهر غزه و مناطق شرقی منطقه مرکزی هستند. علاوه بر این، همانطور که ذکر شد، با وجود چالشهای کار ما، ما در روزهای اخیر با افتتاح یک مهدکودک برای پنج خانواده به یک دستاورد جدید رسیدهایم.
این بخش به ارتقای خدمات زایمان در بیمارستان العوده در نصیرات منجر خواهد شد، زیرا ما پیش از این زایمانهای طبیعی و سزارین را ارائه میدادیم اما بخش نوزادان نداشتیم. قبلاً، ما مجبور بودیم به بخشهای اطفال بیمارستانهای دیگر متکی باشیم. اکنون، العوده از طریق همکاری با یونیسف بر بهبود خدمات خود و تأسیس یک بخش اطفال تمرکز کرده است. ما ۱۰٬۰۰۰ دلار از بودجهای را که از شما دریافت کردیم، در راهاندازی این بخش سرمایهگذاری کردهایم. ما حدود ۲۵٬۰۰۰ دلار از بودجهای را که از شما دریافت کردیم، برای نصب سیستم گرمایشی بخش زنان و زایمان استفاده کردهایم. این کار در حال انجام است و ظرف ۲۰ روز آینده تکمیل خواهد شد.
ما همچنین حدود ۲۰,۰۰۰ دلار برای نصب یک سیستم برق خورشیدی جهت تأمین برق بخش زایمان و بیمارستان در النصره سرمایهگذاری کردهایم. این سیستم حدود ۲۰ درصد از انرژی مورد نیاز برای اداره کلینیکهای زنان و زایمان در بیمارستان العوده در النصره را تأمین خواهد کرد.
در سال ۲۰۲۶، ما برای دستیابی به چندین هدف در زمینه مراقبتهای بهداشتی اولیه تلاش خواهیم کرد.
همانطور که پیشتر ذکر شد، ما شش مرکز مراقبتهای بهداشتی اولیه در مناطق مختلف نوار غزه تأسیس خواهیم کرد. ما برای تأسیس یک بیمارستان صحرایی برای «العودة» در شمال نوار غزه سخت تلاش خواهیم کرد. ما همچنین با برخی شرکا برای تأسیس مرکزی برای مراقبتهای پیگیری مجروحان و درمان زخمهایشان که دشوار و پیچیده محسوب میشوند، همکاری خواهیم کرد. این خدمت در حال حاضر برای کسانی که در جریان تهاجم به نوار غزه مجروح شدهاند، در دسترس نیست.
ما بخشی از بودجهای را که از شما دریافت کردهایم، برای راهاندازی حدود چهارده کلینیک بهداشتی در مجتمع پزشکی العوده در منطقه مرکزی به کار خواهیم برد، جایی که در حال حاضر یک بخش با چهارده کلینیک داریم، اما تعداد بیماران بسیار زیاد است و ما نیاز داریم تعداد اتاقها را دو برابر کنیم تا بتوانیم از شهروندانی که هر روز برای درمان به ما مراجعه میکنند، مراقبت کنیم. هزینه این پروژه تقریباً ۲۰۰,۰۰۰ دلار خواهد بود.
ما بخشی از وجوه دریافتی از شما را برای این منظور به کار خواهیم برد و با شما و دیگران برای تکمیل این پروژه در ماه فوریه همکاری خواهیم کرد.
ما همچنین در تلاش برای تأسیس یک مرکز بیماریهای دیابت و پا در سال ۲۰۲۶ هستیم، زیرا این خدمت هنوز در نوار غزه وجود ندارد. ایده این است که یک بخش یکپارچه ایجاد شود که خدمات جامعی را برای بیماران دیابتی ارائه دهد.
این خدمات شامل آموزش بهداشت و معاینات توسط متخصصان غدد و جراحان، تمیز کردن زخمها و زخمهای فشاری که به طور خاص در بیماران دیابتی ایجاد میشود، و اقدامات جراحی در مواردی است که نیاز به قطع عضو دارد. این پروژه بسیار مهم است و هدف این خدمت، درمان بیماران دیابتی و ارائه خدمات جامع به آنها در یک مکان است، که در حال حاضر در نوار غزه در دسترس نیست. این ایده عالی است و به تلاش زیادی نیاز دارد، اما ما مصمم هستیم که آن را از نظر ارتباطات و دسترسیپذیری ظرف یک سال اجرا کنیم.
ما در حال راهاندازی یک ایستگاه رادیویی به نام «انجمن العوده» هستیم. این ایستگاه رادیویی همچنین نقش آموزشی برای دانشآموزان ایفا خواهد کرد، زیرا در نوار غزه مدرسهای وجود ندارد، و ما تلاش خواهیم کرد تا بخشی از پخش برنامهها را برای اهداف آموزشی دانشآموزانی که به فرصتهای آموزشی دسترسی ندارند، اختصاص دهیم. علاوه بر دسترسی به خدمات آموزشی یا ارائه آن در بخش بهداشت، زیرا همانطور که میدانید، آموزش بهداشت بخشی از نظام بهداشت عمومی است و آموزش شهروندان، بار سنگینی را که ممکن است بر دوش نظام بهداشت و درمان قرار گیرد، کاهش میدهد. به عبارت دیگر، اگر شهروندان به اصول آموزش بهداشت پایبند باشند، نیازی به مراجعه به بیمارستان نخواهند داشت و به همین دلیل است که این ایستگاه رادیویی خدمات آموزش بهداشت ارائه خواهد داد.
تمرکز سوم این ایستگاه رادیویی ارائه گفتمان امیدوارکنندهای است که زندگی در غزه را ترویج میکند. همانطور که میدانید، واقعیت دشوار در نوار غزه این است که اقدامات انجام شده توسط قدرت اشغالگر، و همچنین کنترل رسانههای اجتماعی و شبکههای اجتماعی، با هدف تشویق مردم به مهاجرت و فرار از غزه به عنوان منطقهای غیرقابل سکونت است. یکی از مهمترین اهداف این ایستگاه رادیویی تقویت تابآوری مردم و تشویق آنها به ماندن در نوار غزه است.
ما معتقدیم که ایده این ایستگاه رادیویی نوآورانه و منحصربهفرد است. پیش از این هیچکس در این زمینه کاری نکرده است. هدف دیگر این ایستگاه رادیویی، ترویج آثار جوانان است. همانطور که میدانید، جوانان امروزی به دانشگاه یا مدرسه نمیروند و کاری برای انجام دادن ندارند. آنها از هر سو در محاصره ناامیدی قرار دارند.
فعالیتهای ما جوانان را هدف قرار خواهد داد و آنها را تشویق خواهد کرد تا مجموعهای از آثار هنری و نمایشی تولید کنند که به مشکلات و دغدغههایشان به شیوهای هنری بپردازد و از رادیو پخش شود. این خلاصهای از برنامههای ما برای سال ۲۰۲۶ است.
مشارکت از دکتر احمد محنا
من به ندرت درباره رویدادها و تجربیات وحشتناک در زندانهای اشغالگر صحبت میکنم، زیرا آنها علیه انسانیت زندانیان فلسطینی بود، نه فقط علیه شخص و بدنشان بلکه علیه کرامت و انسانیتشان، و این هدف اسرائیل در سیاست خود در قبال زندانیان فلسطینی بود. البته، یک سیستم کامل برای برخورد با زندانیان فلسطینی وجود دارد. دستورالعملهای روشنی وجود دارد که در سطح سیاسی تصمیم گرفته شده و در زندانهای مختلف اشغالگر در سرزمینهای اشغالی اجرا میشوند.
من شخصاً در زندان نقب بودم و به مدت ۲۱ روز آنجا ماندم تا اینکه به کنت سعود منتقل شدم. آن ۲۱ روز اول شوم و هراسانگیز، بدترین دوران بود که در طی آن تحت شکنجه جسمی، روانی و اخلاقی و انواع ستم قرار گرفتم. بازجوییها ساعتها طول میکشید و با ضرب و شتم جسمی و «گاستینگ» (آویزان کردن دستان زندانی به پشت سر و ایستادن روی میخ یا زمین ناهموار) قطع و وصل میشد. این اصطلاح به خوبی شناخته شده است.
«گوستینگ» وجود دارد که در آن زندانی را ساعتها به دستانش آویزان میکنند در حالی که روی میخها یا زمین ناهموار ایستاده است. منظورم این است که میگویم یکی از روشهایی که بر روی زندانیان به کار میبردند این بود که در حالی که دستبند به دست داشتند، دستانشان را میچیدند و ساعتها بدون کفش و روی زمین ناهموار با میخها و سنگهای تیز آویزانشان میکردند، که این یعنی هر حرکتی باعث جراحت پاهایشان میشد. هوای بسیار سردی بود و آنها لباس کافی در اختیار زندانیان قرار نمیدادند. این لباس برای یک بزرگسال هم بسیار کم بود، چه رسد به مقدار غذایی که برای سه وعده در روز به زندانیان میدادند. آنها حتی این مقدار را به کودکان خردسال ۵ یا ۶ ساله هم نمیدادند. این امر باعث شد زندانیان بین ۲۰ تا ۳۰ کیلوگرم وزن از دست بدهند و برخی از زندانیان ۵۰ تا ۶۰ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کردند. بدن آنها به طور طبیعی ضعیفتر میشد زیرا آب به طور منظم فقط روزی یک بار در دسترس بود. همچنین هیچ مراقبت پزشکی وجود نداشت. پس از هفت ماه در این شرایط، سیستم ایمنی آنها به طور طبیعی تضعیف شده بود و به آنها اجازه داده نمیشد لباسهای خود را عوض کنند. به مدت هفت ماه، صابون، شامپو و هیچ محصول بهداشتی شخصی وجود نداشت. این امر منجر به ابتلای زندانیان به بیماریهای پوستی، به ویژه جرب شد. البته، این بیماری در میان همه زندانیان در تمام زندانها شیوع یافت. به دلیل این بیماری، زندانیان شبانهروز خود را میخاراندند که مانع خواب آنها میشد و منجر به زخمهای باز روی بدنشان و شیوع کورک میشد. پس از آن، برخی از بیمارانی که مشکلات و بیماریهای مزمن داشتند، دچار حمله قلبی شدند و به دلیل عدم رسیدگی به زخمهای پای دیابتی خود مجبور به قطع عضو شدند. او دچار عفونتهای کلیوی بود که به نارسایی کلیه منجر شد، سپس دچار عفونت در ادم ریوی شد و ما این بیمار را از دست دادیم. بیمار دیگری، مرد جوانی در دهه چهل زندگیاش، قبلاً تحت عمل جراحی قرار گرفته بود و در حین عمل دچار انسداد روده شده بود. ما چندین بار اصرار کردیم که او باید برای درمان منتقل شود. البته، هیچکس گوش نکرد. پس از سه روز، او دچار تورم شدیدی شد که روی ریهها و قلبش فشار آورد و درگذشت. یکی از زندانیان در اثر عوارض جانبی فوت کرد. او دچار انسداد روده بود، به این معنی که چیزی رودههای او را مسدود کرده و مانع از عملکرد صحیح آنها میشد. شکمش متورم بود. این تورم سه روز ادامه داشت و روی قفسه سینه و قلبش فشار میآورد. معدهاش بسیار بزرگ شده بود زیرا نمیتوانست نفخ کند یا هوا را خارج نماید. این مرد دچار حمله قلبی شد و درگذشت. این دومین زندانی در همان بخشی بود که من در آن بودم.
و البته، دهها مورد دیگر در زندانهای دیگر نیز وجود دارد. ما هیچ راهی برای ارتباط با یکدیگر نداشتیم. هیچ ارتباطی وجود نداشت، بهویژه با دنیای بیرون. آنها روی ما آزمایش میکردند، یعنی سرویسهای مخفی زندان انواع اطلاعات را روی ما امتحان میکردند. آنها از طریق مأمورانی که زندانی بودند اما برایشان کار میکردند، یا کسانی که آسیبپذیر یا تحت فشار بودند، یا به هر دلیلی، دروغ پخش میکردند تا روحیه زندانیان در بازداشتگاهها را بشکنند. مثلاً، «فلانی دستگیر شده است.» یا «ساختمان X تخریب شد و غزه سقوط کرد.» همه به رفح رفتند... میدانید که زندانیان هیچ خبری از خانوادههایشان ندارند، بنابراین نگرانی دائمی وجود دارد.
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه بنرهای بزرگی با تصاویر ویرانی شهر غزه را آویزان کردند و روی آنها نوشتند «غزه جدید». این بنرها درست در مقابل چشمان ما بودند، به این معنی که ما هر صبح، هر صبح، هر صبح آنها را میدیدیم. چون این واقعیت شما را میسازد، واقعیت شما، یک شهر ویران.
روندهای زندان اسرائیلی از همه انتظارات فراتر رفت. آنها جنایاتی علیه زندانیان فلسطینی مرتکب شدند و با ما با خشونت و قساوت رفتار کردند.
آنها غیرانسانی بودند و حتی از سگها برای شکنجه زندانیان استفاده میکردند. آنها از ابزارها و روشهای مختلفی استفاده میکردند. برخی از زندانیان در سایر مراکز بازداشت، مانند عوفر، مورد تجاوز قرار گرفتند. در طول تحقیقات نظامی، به اصطلاح بازجوییهای نظامی، برخی از زندانیان با تهدید به آسیب رساندن به خانوادههایشان، همسران و فرزندانشان مواجه شدند. دیگران با هدف قرار دادن خانهها و خانوادههایشان تهدیدشان میکردند. این کار برای وادار کردن آنها به همکاری با خود یا شرکت در کار، ارائه خدمات، یعنی در صورتی که از بازداشت آزاد میشدند، انجام میشد.
وقتی آزاد شدم، رفح را دیدم، شهر رفح در جنوب. منظرهای تراژیک بود؛ شهر کاملاً ویران شده بود. از رفح، که شهری بزرگ بود، و خان یونس هیچ اثری نمانده بود. راستش را بخواهید، گریه کردم. نمیدانستم کجا میروم، کجا هستیم، غزه کجاست. هرگز فکر نمیکردیم در غزه این همه ویرانی باشد. هرگز. انتظار نداشتیم ویرانی اینقدر عظیم باشد.
من انتظار تخریب جزئی، تخریب ۵۰ درصدی در نوار غزه را داشتم. اما نه ۱۰۰ درصد، زیرا تخریب در غزه در واقع بیش از ۹۰ درصد است.
اما البته، بازگشت به کار در میان صفوفمان به من امید و دلگرمی بخشید. آن هنوز هم وجود دارد. ما در نهادهای موجود که برای شهروندان کار میکنند و در میدان عمل، انشاءالله تلاش میکنیم تا در این ایام به نیازمندان کمک کنیم.مشارکت دکتر رفعت المجدلاوی در ارزیابی تجربیات با ICOR
حقیقت این است که ما با گروه بزرگی از شرکا کار میکنیم، اما احساس صادقانه ما این است که همکاری «العودة» با شما ابعاد متعددی دارد.بعد اول، احساس همبستگی است. کار با شما، با علم به اینکه افرادی هستند که اگرچه از نظر فیزیکی از ما دورند، اما در احساسات، حمایت، سخنان و فعالیتهایشان به ما بسیار نزدیکاند، به ما انگیزه و اعتمادبهنفس بشردوستانهای برای آینده بخشیده است.
شما نمیتوانید تصور کنید که همبستگی و همکاری شما با ما چقدر ما را از نظر اخلاقی تقویت کرده است. این امر عمدتاً به دلیل کمکهای مالی که از شما دریافت کردهایم، نیست.
همانطور که میدانید، این کمکها بدون محدودیت و بدون قید و شرط هستند، که به «العوده» اجازه میدهد از این وجوه برای نیازهای حیاتی و اساسی خود استفاده کند. همانطور که میدانید، برخی از شرکا و اهداکنندگان ما شرایط خاصی را بر کار ما تحمیل میکنند، اما همکاری بیقید و شرط شما این فرصت را به «العوده» میدهد که از وجوه دریافتی از شما به طور انعطافپذیر برای نیازهای حیاتی و اساسی بیماران و ذینفعان استفاده کند.